چند قدم مانده تا صبح. چند ساعت ناقابل. خوابم را خط فکری آشفته کرده است. کسی که صدای قدم هایش را می شنوم اما خودش را نمی بینم. این چه غریب احساسیست در من. گاه صدای پاهایش دور و گاه نزدیک است. گاه صدای پایش انگار می آید که بماند گاه انگار فقط رهگذر است. چند شب ناقابل است که مرا بی خواب کرده است...
برچسب:
نویسنده: بهار کریمیپور