همیشه از جایی ضربه میخوری که تجمع تمام اعتماد و احساست هست. نمیدونم چرا وزن دلم زیاد شده گاهی سرریز میکنه و از چشام میچکه. ساعت ها گریه کردن تماما منو شسته فکر کنم باید آب رفته باشم. باید دیگه پوش بالشتمو عوض کنم. شور و سیاه شده از اضافات چشمام.
گریه میکنم اما چشمام بیش از حد شورش رو درآوردن. هنوز قوی هستم هنوز سر پام. فقط یکم احساسم شکسته و یکم قلبم سنگین تره اما هنوز همون آدم قبلیم یکمی غمگین تر. هنوز باید واسه خیلی چیزا بجنگم هنوز کم نیاوردم
برچسب:
نویسنده: بهار کریمیپور