خرید بک لینک
همه نشسته بودیم مشتاق که ببینیم استاد مدارمون که اینقدر ترم بالایی ها ما رو ازش میترسوندن چه شکلیه؟انتظار به سر رسید. یک آدم با موهای کمپشت و یک سبیل نازک ، ابروهای نازک بگی نگی پیوسته و یک عینک گرد جالب حدودا چهل ساله اومد تو کلاس.پیرهنش سفید بود و شلوارش سیاه. حتی سلام هم نکرد. از در که وارد شد بدون اینکه به بچه ها نگاه کنه تند تند شروع کرد به راه رفتن تا برسه به سکوی استادی. هنوز به ما نگاه نمی کرد. یک گچ برداشت و دوباره تند تند بنا کرد به راه رفتن تا برسه به سمت راست تخته. روی تخته نوشت:

مدار: مسیر بسته ای برای عبور جریان شامل المان های اکتیو و ...

بهتم زده بود. خوب چرا سلام نکرد چرا هیچی نگفت چرا اینطور یهویی پرید تو درس... ؟؟

نوشتنش که تمام شد فک کنم یک لحظه ما رو دید زد. خیلی جدی جدی بود.خیلیم خشن. انگار از دست یکی عصبی باشه اومده تو کلاس به هیچ کی هم کار نداره فقط میخواد درسش رو بده و بره. من که نفسم تو سینه حبس شده بود. بقیه هم حال و روزشون بهتر از من نبود.

یک موقعی که هیچکی انتظارش رو نداشت برگشت گفت: من یک ساعت باید براتون روضه بخونم. چون دو تا کدین جلسه ی بعد که دو تا کد با هم آمدین روضه هامو میگم که دوبار مجبور نشم تکرار کنم. در ضمن کلاسایی که تو سایت زده زوج و فرد هر دو کد باید شرکت کنند کسی با این موضوع مشکل داره همین الان میتونه بره حذف کنه. موضوع دیگه اینکه قطعا 30 درصد از این کلاس درس رو میفتن.

جلسه بعد از حذف و اضافه حداقل یک ده نفری حذف کرده بودن.منم به فکرم زد حذف کنم اما به دلیل تداخل درسی و پر شدن استادای دیگه نتونستم.

استاد با افتخار وارد کلاس شد. خیلی خوشحال گفت: تهدیدام جواب داد یک تعدادی حذف کردن جمعیت کلاس کم شد.

یک آخیش غلیظی هم آخر حرفش مستتر بود.

همش قیافه بود. سر کار بودیم. از اون جلسه به بعد خیلی مهربون خیلی دلسوز و خیلی عالی شد. در این حد که شش واحد دیگه هم باهاشون درس برداشتم. و چیز ها از استاد بزرگوارم یاد گرفتم...

برچسب: قیافه,قیافه شناسی,قیافه های خنده دار,قیافه زشت,قیافه خنده دار,قیافه گرفتن به انگلیسی,قیافه پسرا وقتی,قیافه دخترا, نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 10:01

صفحه بندی